صبح دلگیر من...........

صبح بی صدا و کم جون داره از شیشه های مات پنجره ی هال بالا میاد و من آروم دارم اشک می ریزم

اشک می ریزم

اشک می ریزم

اشک می ریزم

نمی دونم دلم گرفته یا نگرانم

ولی دلم پر از خالیه و چشمام لبریز اشک. حس تنهایی.............

انگار هیچ آشنایی دور و برم نیست

انگار جلوی چشم همه دارم کابوس می بینم و تو خواب درد می کشم و می نالم و هیچ کسی براش مهم نیست که بیدارم کنه

من کجام؟

جا موندم

بازم خودمو جا گذاشتم...

 

 

 

/ 4 نظر / 63 بازدید
محسن س

سلام وای این قالبمون که یکیه علیهذا من رفتم که عوض کنم تا خلق بداند که به کامجوئی قالب وبلاگم را عوض نکرده ام. تا زور بداند،زر بداند و تزویر بداند که: امانت خدا را فرعونیان نمی توان از من گرفت عجرکم اند الله و تقبل الله توفیقکم فی امور المسلمین ان شاء الله فاتحههههه [خرخون]

آشفته در سفر

سلام، واقعا اين روزها عجيب حس هيچ كس دور و برم نيست زياد و قوي هست

نغمه

تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که اب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

بهار (خونه ی دل )

این چشمه یی که بر سر خود می‌زند مدام ،، فواره نیست طاقت سر رفته من است... فاضل نظری